تبليغاتX
="http://www.irangpsmap.com/ShowCity_yoursite.asp?id=4978" width="300" height="350" scrolling="no" frameborder="0"> سراي كوير

سراي كوير

خبرگزاری فارس: سیاست ترور در کنار سیاست‌هایی مانند کودتای نظامی، ایجاد و شعله‌ور کردن جنگ‌های داخلی و ترور سران احزاب ملی و شخصیت‌های سیاسی ملی‌گرا در جهان از جمله ابزارهای پیشبرد اهداف آمریکاست.
خبرگزاری فارس: فهرستی از ترورهای سازمان سیا در کل جهان از 1950 تا امروز

به گزارش فارس، پس از بخش اول و بخش دوم گزارش اسناد سیا که در نفوذ سایبری یک تیم از جوانان سوری به سیستم‌های رایانه‌ای برخی افسران سازمان جاسوسی آمریکا (سیا/CIA) به دست آمده است، در بخش سوم به ترورهای این سازمان در سراسر جهان اشاره می‌شود.

سازمان سیـا و سیـاست ترور

سازمان سیا یکی از ابزارهای مخفی دولت آمریکاست که اقدامات غیرقانونی فراوانی انجام می‌دهد. این سازمان همه اقدامات غیرقانونی خود را با سایر نهادهای نظامی و امنیتی آمریکا هماهنگ می‌کند.

این سازمان همچنین فعالیت‌های خصمانه خود را با برخی نهادهای امنیتی در کشورهای «دوست» و «متحد خود» و همچنین مزدوران خود در خارج آمریکا با هدف سرنگون کردن نظام‌های ملی و سوسیالیست در دنیا هماهنگ می‌کند و ساقط کردن رژیم‌ها را از طریق کودتای نظامی، ایجاد و شعله‌ور کردن جنگ‌های داخلی و ترور سران احزاب ملی و شخصیت‌های سیاسی ملی‌گرا در جهان بویژه در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین عملی می‌کند.


در ادامه این گزارش تیم سوریه‌ای آمده است: در یکی از سرورهای اصلی که به نظر می‌رسد متعلق به بخش آرشیو یا حفظ اسناد یکی از بخش‌های آژانس مرکزی اطلاعات آمریکاست مطلب زیر است که یکی از بهترین شواهد بر دموکراسی آمریکایی است. برخی مطالب به دست آمده از اسناد سازمان سیا را که اقدامات خرابکارانه آن را نشان می‌دهد در ذیل ذکر می‌کنیم:

الف) از سال 1950 تا 1970

در سال 1953 سازمان سیا در ایران کودتای نظامی کرد و دولت دکتر مصدق را ساقط کرد زیرا وی اقدام به ملی کردن صنعت و شرکت‌های نفتی کرد.

در سال 1954 در گواتمالا کودتای نظامی کرد و دولت ترقی‌خواه ژاکوبو ابینیر را ساقط کرد.

در سال 1955 سیا اقدام به سرنگون کردن دولت فیکر فیرری نخست وزیر کاستاریکا کرد.

در سال 1958 سیا جمال عبدالناصر رئیس جمهوری مصر را ترور کرد و در سال 1959 سالومون پاندرانیکا نخست وزیر سیلان (سیرلانکا کنونی) را ترور کرد.

در سال 1960 اولین ترور ناکام علیه فیدل کاسترو رئیس جمهوری کوبا را انجام داد. سیا در فاصله زمانی 1961 تا 1981 تعداد 24 عملیات ترور نافرجام را علیه کاسترو انجام داد.

در سال 1961 سیا اقدام به ترور پاتریس لومومبا رهبر ملی‌گرای افریقایی و نخست وزیر کنگو کرد. در همین سال نیز توطئه‌ی علیه جواهر لانهرو نخست وزیر هند اجرا شد و در همین سال کودتایی خونین در جمهوری دومنیکن اجرا شد.

در سال 1963 سیا کودتایی فاشیستی و خونین در عراق انجام داد و دولت ملی عراق را ساقط کرد و عبدالکریم قاسم رئیس جمهوری وقت عراق را ترور کرد. سیا اذعان کرد که تعداد قربانیان بیش از 5000 کمونیست، بعثی و ملی‌گرای عراقی بود هرچند که تعداد کشته‌ها بیش از این بود.

در سال 1964 سازمان سیا کودتای نظامی علیه ج. کولارت رئیس جمهوری برزیل انجام داد زیرا وی روابط دوستانه‌ و همکاری نزدیکی با کوبای سوسیالیست داشت.

در همین سال دولت گویان به ریاست حزب ترقی‌خواه مردمی به نخست وزیری ج. ژاکونوم ساقط شد.

در سال 1965 سرهنگ کاما نیوا که مبارزه مردمی در جمهوری دومنیکن را علیه سیاست‌ها و منافع اقتصادی آمریکا رهبری می‌کرد ترور شد.

در سال 1966 سازمان سیا تلاش کرد دولت غنا را ساقط کند.

در سال 1967 سیا در بولیوی اقدام به ترور مبارز انقلابی جیوارا در 8 اکتبر 1967 کرد.

در سال 1969 ا. ماندلانی رئیس جبهه آزادی‌بخش موزابیک ترور شد.

ب) از سال 1970 تا سال 1990

سازمان سیا با هماهنگی دستگاه جاسوسی انگلیس (ام.آی.6) و با همکاری سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) اقدام به سرنگونی ایوتی رئیس جمهور اوگاندا کردند.

در سال 1973 دولت قانونی و وحدت مردمی شیلی سرنگون و لیندی نخست وزیر آن ترور شد. بیش از 30 هزار شهروند کشته، بیش از 2500 نفر مفقود و بیش از 100 هزار نفر به دلیل این تروریسم فاشیستی از کشور خود مهاجرت کردند.

در همین سال امیلکار کبرال دبیر کل حزب آفریقایی استقلال کنیا در قلب آکرا ترور شد.

در سال 1974 ک.براتسا وزیر دفاع و کشور آرژانتین در بوینس آیرس ترور شد. در سال 1975 شیخ مجیب الرحمن رئیس جمهور مردمی بنگلادش ترور شد و در همین سال کاری اوکی رهبر سیاسی کنیا نیز قربانی ترور شد. همچنین در در همین سال س.تول پرتا برادر رئیس جمهوری لیبریا و وزیر دارایی این کشور هدف ترور قرار گرفت.

در سال 1976 و در واشنگتن وزیر خارجه سابق دولت لیندی ا. لیترلیا و با مشارکت مستقیم ج. کریوین مسئول سازمان سیا انجام شد. در همین سال تلاش شد ویلا اسکواباری رئیس جمهوری اکوادور ترور شود زیرا وی قطع روابط با کوبا را نپذیرفت و در همین سال نیز، عملیات دخالت مسلحانه در کوبا در خلیج مکزیک صورت گرفت و در سال 1977 ماریان نگوابی رئیس جمهوری مردمی کنگو ترور شد و در سال 1979 مقدمات براندازی دولت ترقی‌خواه گرانادا با کودتای نظامی فراهم شد.

در اسل 1981 پلیس هند طرح ترور اندرا گاندی نخست وزیر این کشور را کشف و خنثی کرد ولی سیا و مزدوران آن در هند بویژه در سازمان مرتجع آنا ندامارگ عملیات ترور اندرا گاندی را اجرا کردند و همین عوامل رشیف گاندی را ترور کردند. در همین سال عملیات ترور ماشیل رئیس جمهوری موزامبیک و طرح ترور ل. کاوندا رئیس جمهوری زامبیا و فرماده ارتش و شماری دیگر از افسران بلندپایه دستگاه امنیتی و پلیس فاش شد.

در همین سال سازمان سیا با همکاری مزدوران خود در آفریقای جنوبی،‌ حمله‌ای از طرف مزدوران و سارقان به جمهوری جزایر سیشیل انجام داد. در همین سال ژنرال و رهبر انقلاب پاناما توریخوس در سانحه هوایی مشکوکی کشته شد.

در همین سال (1981) دفتر رئیس جمهوری اسلامی ایران شاهد حادثه انفجار بود که در آن محمد رجایی رئیس جمهور و شماری از مقامات بلندپایه ایران کشته شدند.
در سال 1983 عملیات کودتا در غنا کشف و خنثی شد. از سال 1984 تا 1986 سیا توانست کشتارهای هولناکی در السالوادر به راه بیندازد و جنگی مخفی و آشکار علیه نیکاراگوئه و آنگولا آغاز کند. آنچه در جمهوری دموکرات کنگو روی داد موفقیتی درخشان برای سازمان سیا بود.

همچنانکه سیا در جنگ اول خلیج [جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران] از سال 1980 تا 1988 نقشی بسیار قوی و دوگانه ایفا کرد و دو کشور خسارت جانی هنگفتی دادند که شامل بیش از یک میلیون کشته و صدها هزار مجروح و معلول و تعداد بی‌شماری مفقود برجای گذاشت.

ج) از سال 1990 تا امروز

در سال 1991 سازمان سیا و نهادهای اطلاعاتی و نظامی آن با هماهنگی با متحدان خود نقشی فعال به سود دولت آمریکا ایفا کردند. این نهادها «دامی هوشمندانه» برای صدام رئیس جمهوری عراق گذاشتند و به وی چراغی سبزی برای اشغال کویت نشان دادند. نظامی دیکتاتوری این طرح را به شکل داوطلبانه اجرا کرد و پس از آن توانستیم ائتلافی بین‌المللی برای آزاد کردن کویت تشکیل بدهیم. پس از آن محاصره‌ای اقتصادی و نظامی برای فرسایش توان نظام و ارتش عراق شکل گرفت که در قرن گذشته برای هیچ کشوری سابقه نداشت. محاصره‌ای که 13 سال ادامه یافت.

در سال 1997 سازمان سیا با همکاری طرف‌های امنیتی در پاکستان و گروهک طالبان اقدام به اعدام نجیب‌الله رئیس جمهوری وقت افغانستان کرد.

اتفاقات یوگسلاوی از دهه 90 تا امروز همه دلیلی بر قدرت سازمان سیا و متحدان آن است. این کشور تجزیه شد و با شیوه نظامی مطمئنی به کشورهای کوچکتر مستقل تبدیل و به ثروتی مادی بیش از 100 میلیارد دلار تسلط یافته شد.

در سال 2001 لوران کابلا رئیس جمهوری کنگو در عملیاتی شبیه به صید خرگوش ترور شد.

در آویل سال 2003 صدام رئیس جمهوری عراق سرنگون شد. کسی که متحد و دوست آمریکا بود. بیکر وزیر خارجه و رئیس جمهور بوش دو دوست صمیمی بودند... در سخنانی که بیکر اطلاعاتی را مطرح می‌کرد، شورنادزه نیز حضور داشت و با ناخرسندی آن را گوش می‌کرد. پاسخ بیکر این بود که مسئولان شوروی صدام حسین را می‌شناسند. شوروی او را از لحاظ نظامی کمک کرده است و در سال 1972 با او پیمان دوستی و همکاری بسته است. سپس بیکر با لبخندی کشیده گفت که صدام حسین آدم ماست (پیر سالینجر ایرک لوران – جنگ خلیج ؛ پرونده محرمانه بیروت ص.76 بدون ذکر سال). نظام عراق با حماقت طرح آمریکا را چه مستقیم چه غیرمستقیم و از طریق آغاز جنگهایی که ما تمایل به آن داشتیم از جمله جنگ اول خلیج [جنگ تحمیلی علیه ایران] و جنگ دوم [اشغال کویت]، را اجرا می‌کرد؛ جنگ دومی که به ما مشروعیت داد که حضور نظامی خود را بیشتر و بیشتر و منطقه را کاملا اشغال کنیم و این همان جوهره طرحی بود که «طرح خاورمیانه بزرگ» نامیده می‌شد و هدف از آن تسلط کامل بر نفت منطقه خاورمیانه بود که 67 درصد کل ذخایر نفتی جهان را در خود داشت.

سوال مطرح الان این است که چه نظام یا چه نظام‌هایی در آینده نزدیک در سایه جهانی‌شدن متوحش سقوط خواهند کرد؟ نظام‌هایی که به ما خدمت کردند و در نظر ملت خود نحیف شده‌اند و ما در آن زمان باید آنان را قربانی کنیم.

اکنون گزینه‌های مدنظر گرد سه کشور سودان، تونس و مصر می‌چرخد تا پس از اینکه توانستیم افراد بیکار این کشورها را که دارای عقده‌های سیاسی هستند به خدمت بگیریم و همچنین توانستیم به گروه‌های معارض کینه‌توز در این کشورها نفوذ کنیم و افراد دلخواه خود را به خدمت بگیریم، ایده تکه‌های دومینو از طریق پمپاژ رسانه‌ای به محیط غیرمنسجم این کشورها منتقل شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 14:28  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

کاظمی افزود: به عنوان مثال افرادی که دارای سردردهای میگرنی ، ناراحتی ها گوارشی ، دردهای مفصلی و ... بودند با این روش معالجه شده اند.
یک پزشک ایرانی با تلفیق طب کلاسیک و سنتی و بر اساس "اصلاح مزاج" موفق به معالجه برخی  بیماری های صعب العلاج شده است.

دکتر نادر کاظمی در گفت و گو با خبرنگار عصرایران اظهار داشت که روش به کار گرفته شده توسط او ، همراستا با علم نوین پزشکی و بر اساس آزمایش های روز علم پزشکی استوار است ولی در عین حال ، از اصول مهم پزشکی سنتی و مشخصاً "اصلاح مزاج" نیز در این متد بهره می گیرد.

وی افزود: در این روش ، تمرکز اصلی بر متعادل سازی اجزا و عناصر درونی دون انسان است زیرا بر این باوریم که منشأ اولیه بیماری ها ، بر هم خوردن توازن داخلی بدن است و اگر بتوانیم این توازن را مجدداًبرقرار کنیم بسیاری از بیماری ها اساساً به وجود نمی آیند یا معالجه می شوند.

کاظمی افزود: به عنوان مثال افرادی که دارای سردردهای میگرنی ، ناراحتی ها گوارشی ، دردهای مفصلی و ... بودند با این روش معالجه شده اند.

وی همچنین درباره یکی از بیمارانش که دچر ضایعه نخاعی بود نیز گفت: این معلم بشاگردی که بر اثر تصادف دچار قطع نخاع شده ، هم اکنون تحت درمان است و آثاری از حرکت در پاهایش دیده شده است.

موسی شهدادی ، معلم جنوبی که تحت نظر دکتر کاظمی است در گفت و گوی تلفنی با خبرنگار ما با تایید این مطلب گفت: از هفته سوم درمان ، حرکت های جزئی و خفیفی در پاهایم حس کرده ام در حالی که قبلاً هیچ حس و حرکتی در پاهایم نداشتم.
وی با رو به بهبود خواندن وضع خود گفت که هنوز نتیجه نهایی مشخص نیست ولی امیدوار است به لطف خدا و معالجاتی انجام شده ، بهبودی یابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 0:48  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

 
 

خبرگزاري فارس: يكي از پزشكان فلوجه در مصاحبه با روزنامه گاردين تاكيد كرده بود كه وي حداقل 37 مورد كودك هيولايي را به دنيا آورده و خود داراي سه كودك 3 تا 6 ساله است كه قادر به راه رفتن يا به تنهايي غذا خوردن نيستند. اين كودكان به علت استفاده از سلاحهايي با اورانيوم ضعيف شده متولد شده اند.


به گزارش خبرگزاري فارس، هر سال تعداد زيادي از كودكان در عراق و افغانستان به جهت استفاده آمريكا از سلاحهايي با اورانيوم ضعيف شده در اين كشورها، به شكل ناقص به دنيا مي آيند. اين كودكان كه اغلب با شكل و شمايل هولناك متولد مي شوند به «كودكان هيولايي» معروف شده اند. كودكاني كه مادران آنها نيز هنگام تولد با وحشت به آنها مي نگرند.
اين كودكان البته تنها در عراق و افغانستان به دنيا نمي آيند. ژاپن، ويتنام، لائوس و ... هم به جهت استفاده آمريكا از اين سلاحها قرباني اين اتفاق تلخ و سياه هستند.
خبرگزاري فارس در نظر دارد به جهت اهميت اين موضوع در چند شماره به بررسي پديده «كودكان هيولايي» بپردازد.
قسمت اول اين سلسله مطالب به خوانندگان محترم ارائه مي گردد:


پايگاه اطلاع رساني عرب 48نوشت: از جمله سوال‌هايي كه پس از چند سال‌ خروج اشغالگران آمريكايي از عراق هنوز در محافل بين المللي و عراقي مطرح است، اين كه آيا آمريكايي‌ها از سلاح‌هاي هسته‌اي در جنگ خويش عليه عراق استفاده كردند يا خير؟
اين سوالي است كه چندي پيش و براي چندمين بار در برنامه‌اي مطرح شد كه راديو "France Info " با مشاركت مجله فرانسوي "Paris-Match " درباره اوضاع كودكان شهر فلوجه آن را پخش كرد.

* فلوجه دژ انتفاضه به اشغال نظاميان آمريكايي درمي‌آيد

در آوريل سال 2004 شهر فلوجه كه تقريبا در 50 كيلومتري بغداد قرار دارد و دژ انتفاضه عراق بشمار مي‌آمد به اشغال نيروهاي آمريكايي درآمد و نظاميان آمريكايي هر آنچه خواستند با اين شهر كردند. از آن زمان تا كنون وجهه مشخصه اين شهر كه به يكي از خصوصيات دائمي آن تبديل شده، به دنيا آمدن كودكان هيولايي است و به نوشته مجله پاريس مچ هم اكنون داشتن حداقل يك كودك هيولايي در خانواده‌هاي ساكن فلوجه به امري عادي و طبيعي تبديل شده و هيچ آمار رسمي درباره تعداد اين نوع كودكان در اين شهر بطور خاص و در سراسر عراق بطور عام ارائه نشده است.

* تاكيد اسكاي نيوز انگليس بر تولد كودكان هيولايي در فلوجه

اين فقط مطبوعات يا راديو و تلويزيون فرانسه نيستند كه به توجه‌اشان به كودكان هيولايي فلوجه جلب شده، بلكه پيش از آن و در مي سال 2008 تلويزيون "اسكاي نيوز " (Sky News) انگليس نيز از بالا بودن ميانگين به دنيا آمدن كودكان هيولايي در فلوجه سخن گفته بود و در همان سال سخنگوي سازمان مردمي دفاع از حقوق بشر "ONG " از تولد 200 مورد كودك هيولايي در فلوجه پس از انفجار بمب در اين شهر سخن گفته بود.

* و اين‌بار نوبت به گاردين بود تا بر حقيقت كودكان هيولايي مهر تاييد بزند

پس از اسكاي نيوز، روزنامه "گاردين " (The Guardian) در نوامبر 2009 با نشر دو مقاله در اين خصوص و اختصاص يك پرونده ويژه و ارائه مستندات و تحقيقات قابل تامل موضوع كودكان هيولايي فلوجه را مورد بررسي قرار داده بود.

* اعتراف پزشك بيمارستان فلوجه بر به دنيا آمدن اينگونه كودكان

يكي از پزشكان داراي برد تخصصي كودكان در بيمارستان شهر فلوجه در مصاحبه با روزنامه گاردين تاكيد كرده بود كه وي حداقل 37 مورد كودك هيولايي را به دنيا آورده و خود داراي سه كودك 3 تا 6 ساله است كه قادر به راه رفتن يا به تنهايي غذا خوردن نيستند.

* هراس پزشكان ديگر از سخن گفتن درباره اينگونه كودكان

اما ديگر پزشكان بيمارستان شهر ترجيح مي‌دهند، سكوت كنند و اگر هم قرار باشد، سخني در ارتباط با تولد اينگونه كودكان بگويند، تا جاي ممكن از اراتباط دادن موضوع به نبردها و جنگ‌هايي كه در سال 2004 شاهد آن بود، پرهيز و پيش‌بيني مي‌كنند، علت تولد چنين كودكان هيولايي آلودگي هوا، تشعشاعات، آلاينده‌هاي شيميايي، داروهاي مورد استفاده در دوران بارداري، سوء‌تغذيه و استرس‌هاي مادر باشد.

* تولد كودك سه‌سر

در مارس 2010 اين بار نوبت خبرنگار بي‌بي‌سي بود تا موضوع كودكان هيولايي فلوجه سوژه خبرهايش باشند و آنچه توجه وي را به اين كودكان جلب كرد،‌ تولد يك كودك سه سر در اين شهر بود؛‌ مورد بسيار نادري كه در شرايط عادي امكان وقوع آن وجود ندارد.

* جلب توجه دانشمندان به آنچه در فلوجه مي‌گذرد

اين گزارش‌ها توجه بسياري از پژوهشگران و محققان علمي را برانگيخت و در اين ميان گزارش "كريستوفر باسبي " مدير آژانس بازرسي‌هاي زيست محيطي بسيار قابل توجه بود كه در گزارش خود بر وجود آثاري از اورانيوم در فلوجه تاكيد داشت و همين موجب گشت تا با كمك همكاران خود به معاينه عراقي‌هاي ساكن در فلوجه بپردازد.

* افزايش ميزان مرگ و مير به 80 در هزار

نتايج اين گزارش در ژوئيه 2010 در مجله بين المللي محيط زيست و پژوهش در بهداشت عمومي به چاپ رسيد و در آن اظهار شده بود كه طي سال‌هاي 2006 تا 2009 ميانگين مرگ و مير در فلوجه به 80 در هزار رسيد، در حالي اين ميانگين در كشورهايي چون مصر و اردن به ترتيب 19.8 و 17 در هزار بود.

* احتمال تولد كودكان هيولايي در فلوجه 11 برابر بيشتر از مناطق ديگر جهان

در همين راستا و در دسامبر 2010 گروه ديگري از محققان پژوهش ديگري در فلوجه انجام داده و نتايج تحقيقات خود را در همان مجله به چاپ رساندند، نتايجي كه بسيار قابل توجه و در آنها گفته شده بود كه احتمال ابتلاي به انواع عقب‌ماندگي‌ها و نواقص مادرزادي در كودكاني كه در فلوجه به دنيا مي‌آيند، 11 برابر بيشتر از كودكان ديگر مناطق جهان است.

* حدود 30 درصد كودكان متولد شده در فلوجه قرباني مي شوند

برپايه گزارش منتشره در مي 2010 ؛ 15 درصد از 547 كودك متولد در فلوجه مبتلا به عقب‌ماندگي‌ها يا نواقص مادرزاد قابل توجه و بسيار بوده و 11 درصد از جنين‌هاي مادران باردار پيش از ورود به سي‌امين هفته بارداري سقط شده‌ بودند.

* تاكيد صريح گزارش‌ها بر استفاده از سلاح‌هاي نامتعارف توسط آمريكا در عراق

براي اولين بار اين گزارش‌ها و نتايج بدست آمده از آنها آشكارا و صراحتا به احتمال مبتلا شدن ساكنان فلوجه به آسيب‌ها و خطرات محيط زيستي و وراثتي ناشي از بكارگيري‌ سلاح‌هاي نامتعارف و از جمله اورانيوم رقيق شده توسط آمريكا در عراق اشاره كردند.

* ادامه تحقيقات جهت اثبات اورانيوم رقيق شده در فلوجه

اورانيوم رقيق شده در واقع يك فلز سنگين با ميزان تراكم بسيار بالاست و در ساخت كلاهك توپ‌ها و بهبود كاركرد ايجاد شكاف در اماكن مورد اصابت مورد استفاده قرار مي گيرد و بسان تمام فلزهاي سنگين در صورت سرايت به بدن انسان از جمله معده يا تماس با پوست موجب بروز مسموميت‌هاي حاد و شديد مي‌شود و در قوانين كشورها فقط به استفاده آن در موارد نظامي اشاره شده و هم اكنون دانشمندان در حال تحقيق بر روي اين موضوع هستند كه آيا اين فلزها و تاثيرات آنها بر محيط زيست چنين تاثيراتي را بر كودكان فلوجه گذاشته است.

* دست يافتن يك پژوهشگر بر آثار اورانيوم غني شده در فلوجه

اما كريستوفر باسبي در تحقيقات و پژوهش‌هاي خود پا را از ديگر محققان فراتر نهاد و با بررسي خاك، مو،‌ هوا و آب فلوجه تاكيد كرد كه در اين شهر آثاري از اورانيوم غني سازي شده مشاهده شده، و اين موجب تعجب بسياري از تحليلگران و كارشناسان امور نظامي را برانگيخت.

برخلاف اورانيوم رقيق شده، اورانيوم غني سازي شده تشعشع‌زا است و از آن به عنوان سوخت زيردريايي‌ها و ساخت بمب‌هاي هسته‌اي استفاده مي‌شود، به همين دليل تحقيقات دانشمندان در فلوجه براي برملا شدن بسياري از حقايق از جمله تولد كودكان هيولايي ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 9:1  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

ايام سوگواري  بی بی زهرا (س) در حالي به پايان مي رسد كه حسینیه فاطمیه (س) بهمن آبادی ها در تهران، مراسم عزاداری برگزار نكرد.
اين مطلب را  آقاي حسن ذاكري، از همشهريان بهمن آبادي، در ايميلي به وبلاگ بهمن آباد ارسال كرده است.
او دردمندانه از اين موضوع سخن به ميان مي آورد و مي نويسد: با اینکه همه چیز این حسینیه آماده است،  به نظر شما ريشه اين ناهماهنگي ها و بي توجهي ها كجاست؟!

وي در ادامه مي نويسد: چند روز پیش، از کنار حسینیه فاطمیه بهمن آبادی ها عبور می کردم كه ناخواسته چشمم به بنرنصب شده جلوی درب ورودی حسينيه افتاد كه روی آن نوشته بود: هیئت عباسیون، شبهای جمعه ساعت.... برنامه دارد.

ذاكري در ادامه بيان مي دارد:تعجب کردم. ابتدا فکر کردم نام حسینیه تغيیر کرده بعداً که تا انتهای مطلب خواندم متوجه شدم شبهای جمعه دوستان دیگر غیر فامیل دور هم جمع می شوند و ذکر مصیبت می خوانند. من اصل مطلب را رد نمی کنم کار خوب و بجایی است اما، سئوالم اينجاست كه چرا نبايد از پتانسیل و ظرفیت خود بهمن آبادی ها استفاده نشود!؟ آیا مداح کم داریم ؟ آیا افرادی که وقت بگذارند و مجلس را گرم کنند کم داریم ؟

مگر چه می شود که نام مبارک حضرت زهرا (س) که از ابتدای تاسیس این حسینیه بوده حالا هم بماند ولو برای برگزاری مراسمات دیگر.

به گفته وي، نکته دیگر اینکه یادمان نرود قبل از محرم - سالی که گذشت- این حقیر و تعدادی از دوستان این حسینیه شبهای جمعه جمع می شدیم  دورهم و فضا طوری شده بود که خودمان از جمع دوستان، شخصی را ( آقای محسن شیخ ) انتخاب مي كرديم تا برایمان سخنرانی کند. اما به هردلیلی اين جمع دوستان دوباره شكل نگرفت. البته جایی برای گلایه نیست از دیگر دوستانمان. من همیشه به خودم گفته ام شاید کم سعادتی خوده بنده به خاطر وجود گناهانم بوده که  مانع شده است تا هفته ای 1 روز در جمع فامیلهایمان باشیم .

به اعتقاد وي، بايد تلاش پدران و مادران  بهمن آبادی را كه برای ساخت این تکیه زحمات شبانه روزی کشیدند و اكنون نيز برخي از اين بزرگواران در قيد حيات نيستند، پاس داشته شود و  اجازه داده نشود این تلاشها از بین برود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 16:35  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 17:11  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

http://www.behinyab.ir/


http://www.behinyab.ir/?req=home

+ نوشته شده در  شنبه نهم بهمن 1389ساعت 10:19  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

یوسف بهمن آبادی

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 1:57  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

یوسف بهمن آبادی

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 1:46  توسط یوسف بهمن آبادی  | 


"وقتش رسیده که زمین را ترک کنیم" این هشداری است که یکی از مشهورترین فیزیکدانان جهان "استفان هاوکینگ" خطاب به انسانها می گوید تا نسل آنها را از خطر نابودی نجات دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، استفان هاوکینگ در مصاحبه ای با وب سایت BigThink به انسانها هشدار داده که آینده دراز مدت زمین و ساکنانش در فضای خارج از این سیاره است.

وی گفت: "چند هزار سال یا چند میلیون سال دیگر را فراموش کنید، خطر نابودی طی صد سال آینده انسان را تهدید می کند زیرا تا چند صد سال دیگر جلوگیری از وقوع فجایع انسانی بر روی زمین غیر ممکن خواهد شد. نسل انسان نباید تمامی آینده خود را بر روی این سیاره سرمایه گذاری کند."

"من می توانم خطر بزرگی را ببینم که نسل بشر را تهدید می کند. در گذشته بقای نسل بشر بارها به خطر افتاده است، فاجعه موشکی کوبایی ها در سال 1963 یکی از این دفعات بوده است. تناوب دفعات وقوع چنین حوادثی در آینده رو به افزایش گذاشته است."

"اما من خوشبینم در صورتی که بتوانیم تا دو قرن دیگر از بروز چنین فجایعی جلوگیری کنیم، نسل ما با گسترش یافتن در فضا ایمن خواهد ماند."

رفتن به سیاره ای دیگر صرف نظر از مهاجرت و اقامت انسان در آن سیاره به تنهایی آغاز چالشی بزرگ است. به گفته "کاترین فریز" از دانشگاه میشیگان نزدیکترین ستاره به زمین ستاره "پروکسیما-قنطورس" است که 4.2 سال نوری از زمین فاصله دارد. این به آن معنی است که در صورتی که بتوانیم با سرعت نور حرکت کنیم، 4.2 سال دیگر به آنجا خواهیم رسید که با احتساب پیشرفته ترین علوم راکتی که در حال حاضر در اختیار بشر است، انسان می تواند تا 50 هزار سال دیگر به این ستاره برسد.

هاوکینگ می گوید:" باید سرعت عمل به خرج داد زیرا امکان جلوگیری از فجایع بشری تا دو قرن دیگر از بین خواهد رفت و تنها فرصت باقی مانده برای بقای طولانی مدت انسان، ترک زمین و پخش شدن در فضا است. ما در صد سال گذشته پیشرفتهای قابل توجهی داشته ایم و اگر بخواهیم صد سال آینده نیز به این پیشرفتها ادامه دهیم، باید زمین را ترک کنیم."

این اولین باری نیست که هاوکینگ درباره سرنوشت ناگواری که در انتظار انسان است هشدار می دهد. وی در سال 2006 اعلام کردن زمین به شدت در خطر نابودی قرار دارد و به تازگی در این باره بسیار سخن می گوید.

وی در ماه آوریل از خطر ارتباط با بیگانگان فضایی سخن گفت و اعلام کرد این موجودات قطعا وجود دارند و انسان باید به هر قیمتی از برقراری ارتباط با آنها پرهیز کند.

وی می گوید: "در مغز ریاضیدان من، اعداد به تنهایی می توانند درباره وجود بیگانگان فضایی استدلال کنند. چالش اصلی کشف این است که این موجودات چه شکلی دارند."

وی سئوال خود را با گفتن اینکه احتمالا این موجودات با حیات میکروبی یا جانداران ساده برابری می کنند، پاسخ می دهد. گونه ای از حیات که در تقریبا در تمامی تاریخ حیات زمین وجود داشته و به گفته هاوکینگ می تواند انسان را با خطری بزرگ مواجه کند.

وی در ماه می اعلام کرد باور دارد انسان می تواند میلیونها سال به سوی آینده سفر کرده و سیاره تخریب شده خود را بازسازی و احیا کند. در صورتی که بتوان فضاپیماهایی ساخت که سریعتر از سرعت نور پرواز می کنند، یک روز بر روی عرشه چنین کشتی برابر یک سال بر روی زمین خواهد بود، این به آن دلیل است که طبق گفته انیشتن با شتاب گرفتن اجسام در فضا حرکت زمانی که آنها را احاطه کرده کند می شود.

وی می گوید: "روزگاری سخن گفتن از سفر در زمان جرم به حساب می آمد و من برای اینکه مورد هجوم منتقدان قرار نگیرم از سخن گفتن درباره این موضوع اجتناب می کردم. اما این روزها دیگر برایم اهمیتی ندارد."

اين هشدار ذهن مرا به موضوع قيامت رهنمون كرد.شايد اين مساله نوعي تلنگر به همه ساكنان زمين باشد كه در نوع زندگي تغييرات اساسي ايجاد كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 12:44  توسط یوسف بهمن آبادی  | 



    در گوشه هايي از اين شهر بزرگ، خنياگران با ابزارهاي موسيقي به دست، چشمانت را به خود جلب مي كنند. آن ها سقفي ندارند تا به اصطلاح كنسرتي اجرا كنند كه آمده اند به خيابان ها از سر ناچاري.
    
    موسيقي را به خيابان ها كشانده اند تا از پناه نوازندگي هايي پي درپي، پولي ساز كنند.
    
    آن ها در هيات گداياني حرفه اي درنمي آيند تا شكلي از بي چارگي كاذب را بر خود سوار كنند و با جلب ترحم هايي چند، پول هايي هنگفت به چنگ آورند، نوازندگاني كه با اجراي ريتم هايي از موسيقي، استعداد و خلاقيت خود را به نمايش مي گذارند.
    
    آن ها با نمايش خلاقيت خود، روزگار اقتصادي خود را سپري مي كنند. نواهايي دل انگيز و جذاب.
    
    ميدان امام حسين
    
    اين جا ضلع جنوبي ميدان امام حسين تهران است. مردي با عينك مشكي توجه عابران را به خود جلب كرده است. ني لبكي به دهان دارد و گام هايي سنگين و باطمأنينه برمي دارد. آهنگ هايي از ترانه خوانان معاصر را مي نوازد. نوايش دل نشين و آرامش دهنده است. نفس هايش پي درپي در گلوي ني لبك مي پيچد تا رنگي از خاطره ها را بر ذهن عابران حك كند، آدم ها مي آيند و مي روند. نگاهي و توجهي، دست هايي نيز به دنبال چيزي در جيب ها مي چرخد.
    
    پارك لاله
    
    غروب است و گوشه ميدان پارك لاله، اين مواقع معمولاً شلوغ تر است. آب فواره وار تا چند متر به بالا كشيده مي شود و آبشاروار،بر حوض فرود مي آيد. صداي شرشر آب با ضرباهنگ سنتور مي پيچد و ترانه سلطان قلب ها، اين فضاي دل انگيز را كامل مي كند. مضراب هاي سنتور مدام زيبايي توليد مي كند.
    
    سلطان قلب ها، عابران را به توقف وا مي دارد.مردم دوره اش مي كنند. تا آن را از نوازنده اي حاضر به گوش هاي خود بسپارند.
    
    پيرمردي است سالمند اما با چهره اي پر از وقار و سادگي و اخلاص. در فضايي از تخيل و واقعيت، مضراب ها را بر تارها مي آميزد تا آن چه را كه در روياهايش تداعي شده به فرياد آورد.
    
    با چشماني بسته و اندك نگاهي هرازگاه به اطراف از اين كه عابران را چند لحظه به تسخير نواي موسيقي خود نگه داشته و در تنهايي خود مهماني كرده است، بر خود مي بالد. اسكناس هايي روي روزنامه اي كه در گوشه اي نهاده شده قرار مي گيرد.
    
    خيابان وليعصر
    
    در پناهي از خيابان وليعصر نزديك ميدان، جواني با موهاي طلايي و چهره اي بور با گيتاري خرمايي رنگ سرپا ايستاده است. چيزهايي مي خواند،واژه هايي پي درپي كه با زبانت بيگانه است; واژه هايي سرتاسر اسپانيولي اما همراه نواي موسيقي گيتارش با خنده هاي مداوم كه بر لب دارد تو را با خود مانوس مي كند.
    
    احساس غريبگي در تو مي ميرد و تو مي ماني تا آن را به خاطره هايت بسپاري.
    
    همه محو تماشاي اين فضا شده اند. در وسط نيز، كلاهي باز روي زمين گذاشته شده تا در پناه لذتي چند، اسكناسي به آغوشش سرازير شود.
    

    موسيقي ها به خيابان ها كشانده مي شوند تا دغدغه هاي بي پولي را فرونشانند.

نويسنده: يوسف بهمن آبادي    
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 11:16  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

Please view his move to the USA to police inhumane Iranian scholar( Dr. Afrasiabi )write.How America can claim is the founder of human rights in the world while gory Tryt behaviors with humans are

. Thank you

yousof bahmanabadi
http://www.ipetitions.com/start-petition
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 9:11  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

1-از كجا معلوم اين عكس ها مربوط به قتل ندا باشه؟
2-چرا بايد ندا كشته بشه-كسي كه در خارج زندگي كرده وهويتش مال آنجا بوده وچرا كسي ديگه وساكن داخل كشته نشده؟آيا اين شك رو به ذهن متبادر نمي كنه كه از پيش تعيين شده براي جنجال سازي وامكان مصاحبه بي بي سي در خارج با مادرش ودر واقع در دسترس بودن نزديكان براي عاطفي كردن قضيه؟!
3-چطور ميشه در آنِ واحد -حتي اگه عكس ها بالا درست باشه-فيلم برداران مختلف به شكار اين حادثه بپردازند؟!


توضیح سایت عبرت : صحنه های فیلم نشان می دهد که در خیابان منتهی به محل کشته شدن ندا درگیری شدید بوده و او در حال دور شدن از صحنه است  و افرادی لباس شخصی بنا به گفته فیلم بردار عمدا اقدام به آتش زدن می کنند و حتی تصاویر موتورسواران مجهز و فردی مسلح دیده می شود .


موقعیت دقیق تیر انداز از سمت خیابان

علاوه بر این هم نیروهای بسیجی و هم عوامل نیروی انتظامی در شهر، اساسا به سلاح گرم مجهز نیستند و در روزهای آشوب، صرفا با کمک باتوم یا اسپری سعی در متفرق کردن اغتشاشگران می‌کردند.

توضیح سایت عبرت : ما نیز با این نظریه موافقیم و معتقدیم که نیروهای بسیج و عوامل نیروی انتظامی به سلاح گرم مجهز نبوده اند و قبلا نیز بر این امر صحه گذاشتیم و نوشتیم که اساس یگانهای منظم ضد شورش عاری از سلاح گرم هستند و برای این مسئله نیز دلایل مهمی وجود دارد ، اما کسانی که در انتهای خیابان و محل کشته شدن ندا با موتورسیکلت در میان اتش و دود در حال عبور می باشند و بعضا مردم را تهدید می کنند و یکی از انها از جوانان درگیر می خواهد که "اگر میتوانی بیا پیش من" ،افراد لباس شخصی بوده اند که میتوان با دقت آنها را دید

این فرد یک لباس شخصی معمولی است

سیما ادامه می دهد :با گذشت 3 روز از این حادثه تلخ و تکان دهند و تشکیل یک موج خبری گسترده علیه حیثیت ملی کشورمان، متاسفانه منابع خبری رسمی داخلی هیچ اطلاعات روشن و موثقی درباره ابعاد این جنایت ارایه نکرده‌اند. 

ندا و استادش در اواسط کوچه و در زیر پشت بام محل استقرار فیلم بردار

سکوت پلیس و مراجع رسمی خبری کشورمان باعث شده قصه پردازی‌های بی‌بی‌سی و تلویزیونهای لس‌آنجلسی درباره هویت و نحوه کشته‌شدن فجیع این مرحومه، منبع خبری رسانه‌های معتبر دنیا قرار گیرد به طوری که تلویزیونهای و خبرگزاری‌های معتبر بین‌المللی در 72 ساعت گذشته در حاشیه کشته‌شدن این خانم، اخباری کاملا سیاه و یکطرفه علیه کشورمان پخش کرده‌اند.


سکوت خبری در داخل از ابعاد این قتل مشکوک به حدی است که در اینترنت اخبار متناقضی از هویت مقتول منتشر شده است و برخی شبکه های ماهواره ای با افرادی که مدعی دوستی یا نسبت خانواددگی با این مرحومه هستند، مصاحبه تلفنی انجام می دهند و جالب اینکه اخبار مدعیان دوستی و نسبت خانوادگی با این مرحومه هرکدام اطلاعات متناقضی از هویت وی به شبکه های ماهواره ای داده اند.


فیلم پخش شده در اینترنت از نحوه کشته‌شدن این خانم نیز به دلایل زیر کاملا مشکوک است:

1 – محل تیرخوردن، از محل آشوب‌های عصر شنبه 30خرداد بسیار دور بوده است.

توضیح : فیلم کنونی بیانگر این است که اصلا چنین چیزی نبوده و زیاد هم دور نبوده

به وضعیت تیر انداز و شکل قرار گرفتن و موقعیت محل توجه کنید، مردم به محض دیدن وی حالت فرا گرفته و می گریزند

در این صحنه و با حضور تیر انداز مسلح مردم اماده فرار شده اند

2- نیروهای انتظامی و بسیجی مستقر در تهران برای مقابله با آشوبگران، اصولا سلاح گرم همراه ندارند.

توضیح : ما نیز بر این اذعان داریم اما معتقدیم لباس شخصی ها سلاح حمل می کردند ، بی سیم داشتند و به سپر و گاز و باتوم مجهز بودند و گزارش مجلس نیز موید این مسئله است و صحنه های فیلم نیز نشان می دهد که انها با آزادی کامل در حال عبور از خیابان و تهدید اجتماع کنندگان هستند

این تصویر و گارد فرد و شیوه قرار گرفتن و به حالت بودنش بیانگر این است که او مسلح بوده و فیلمبردار دقیقا همینجا می گوید ....."".الان تیر اندازی می کند""" و مردم نیز به تناسب شرایط در حال فرار هستند

3– بعد از بلند شدن صدای تیر و اصابت گلوله به یک نفر در خیابان، معمولا اطرافیان بلافاصله به روی زمین دراز می‌کشند و سعی در نجات جان خود از اصابت تیرهای بعدی دارند اما در این فیلم، بعد از تیرخوردن این خانم جوان، چندین عکاس و فیلمبردار با خونسردی به فیلمبرداری مشغول هستند

توضیح: در فیلم همانگونه که مشاهده می شود در هنگام بلند شدن صدای تیر همه به اطراف فرار می کنند و حتی تصویر بردار که کاملا روشن است فردی آماتور است به پایین می رود

4 – سوژه قتل طوری انتخاب شده که تا حداکثر ممکن، افکار عمومی بسیاری را تحت تاثیر قرار دهد. خانم، جوان، خوش‌رو، دانشجو. همچنین اگر به فیلم دقت شود مدتی قبل از اصابت گلوله، دوربین روی مقتول بوده است؛ به شکلی که این حرکت برنامه ریزی شده بنظر می رسد.

توضیح : سوژه ای در کار نبوده و ندای بخت برگشته در حالی که از پشت سر خودش بی خبر بوده و در حال دور شدن از صحنه مورد اصابت همان تک گلوله ای قرار می گیرد که صدایش به روشنی شنیده می شود و همراه ندا هم که موسیقیدان بوده به جهت آشنایی با اصوات دقیقا صدایی را تشریح می کند که در فیلم قابل استماع است


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:34  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

اینها که خدانیستند .هرکسی ممکن است اشتباه کند اما مساله اصلی این است که چرا باید پول کارخانه های صنعتی مفت به جیب اینها برود.تلاش اصلی را کارگران می کشند وپول های چند صد میلیونی به جیب اینها برود ودر آخر برای مردم قیافه بگیرند ونعوذبالله در خیابانها احساس خدایی کنند!!.
بدبختانه برخی از جوانان ونوجوانان اینها را الگو قرار می دهند!!! و افتضاح تر این که می پرستندشان!!! در این کشور متعهد به حکومت علی (ع)از کارگران بدبخت از حقوق چندر قاز، تا قران آخر مالیات می گیرند اما اینها معاف از مالیات!!!و آیا این عدالت است؟؟
چرا این مساله مالیات فوتبالیستها وهنرپیشه ها در کشور حل نمی شود؟!!!
تا کی کارگران وکارمندان باید تاوان این بی عدالتی ها را بکشند.
درست است که اینها برای کشور افتخار می آفریننداما دلیل نمی شود که از قانون مستثنی باشند.هیچ فرد حتی مریدان هریک از فوتبالیستها نمی پذیرد که این وضع ادامه یابد.در کشورهای پیشرفته در زمان قراردادبا فوتبالیستها وهنرپیشه ها از جمله مستربین معروف، تا 60 درصد مبلغ قرارداد بابت مالیات کسر می شود.
مجلس ومجمع تشخیص مصلحت نظام باید با تدوین قانونی، به این وضع خاتمه دهند وسرمایه کشور را ناعادلانه در جیب اینها نریزند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 9:27  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

مطالب زيادي در باب آزادي بيان،حقوق بشر و دموكراسي گفته ونوشته مي شود وسعي در ناكارامدي نظام هاي ديگر به ويژه نظام اسلامي دارد.سئوال اينجاست كه ادعا كردن وحرف زدن در مورد اين كلمات زيبا ،چرا در عملاتفاق نمي افتد.آيا بايد اين واژه ها مطابق ودلخواه آمريكا باشد؟من به آنهايي كه مدام اين واژه ها را به كار مي برند ومدعي اند نظام ايران بايد مطابق نظر آمريكا پيش رود مي گويم ؛ آزادي بيان رو معني كن دركدام جامعه آزادي بيان وجود دارد.آزادي يعني اين كه هر چه دلت خواست بنويسي!اين را استعمار مي خواهد تا به نفع او بنويسي و به اعتقاد او، نظام ها نتوانند جلويت را بگيرند.ودر نتيجه،بتوانند آنچه مي خواهند در كشورها پياده كنند.اين آزادي بيان است كه آنها تبليغ مي كنند.آنها مي گويند(همين تازگي ها) در آمريكا اگر كسي خلاف نظام حرفي بزند مي توانند بدون محاكمه ساقطش كنند.چرا در مورد مسائل اسرائيل كسي نمي تواند حرفي بزند مگر نمي گويند آزادي بيان،چندين استاد دانشگاه به همين دليل زنداني شده اند.آزادي بيان آنها، براي چپاول ما جهان سومي هاست تا با اين ايزار  ملت ها را به سمت خود بكشند و متعاقب آن حكومت ها را ساقط كنند.مثل همان حقوق بشرشان است كه در كشورهاي مختلف كودتا وجنگ راه مي اندازند وسپس به ماها مي گويند حقوق بشر را رعايت نمي كنيد. تاريخ را نگاه كن متوجه مي شوي كه در تمام جنگ ها وكودتاهاي صورت گرفته در سرتاسرجهان پس از جنگ جهاني دوم،سازمان سيا نقش داشته است.چه آزادي چچچچچچچچچه دموكراسي وچه حقوق بشري؟مي داني چندين ميليون نفر به همين دلايل زيان ديده انداگه راست مي گويند چه كار به ديگر كشورها دارند چرا ديگران را تحريم مي كنند مگر ادعا نمي كنند بايد دموكراسي وآزادي در جهان حاكم بشه چرا جلوي پيشرفت كشورهايي را كه با آنها نيستند مي گيرند.اگر قانون تحريم شركت هاي خارجي سرمايه گذاري كننده بيش از 20 ميليون دلار در زمان كلينتون به اجرا در نمي آمد آيا ما پيشرفتهاي اقتصادي قابل توجهي نمي داشتيم ؟ما جنايتكار وضد بشريت هستيم يا آنها.همين خود شما خواننده گرامي از اين تحريم ها در زندگي خودت متضرر نشده اي نمي بايست وضع بهتري مي داشتي؟

نظام جمهوري اسلامي كه معتقد است انسانها برابر ندو نبايد سلطه بر ملت ها حاكم شود خيانت كار بوده اند يا اين آمريكا،كودتاي 28 مرداد1332 را از ياد برده اي؟

مگر هر چه دولت هاي آمريكا بگويند درست است.ما زماني قدرت اقتصادي ،فرهنگي وعلوم جهان بوديم ،آنها ما را چاپيدند همه چيزمان را گرفتند وحال، مي خواهند به خوردمان بدهند وما در شگفت هستيم از اين كه آنها چقدر پيشرفته و ما چقدر عقب مانده شده ايم ودر نتيجه ، آمريكا قبله ما شده و بدمان نمي ْآيد شبها رو به آن بخوابيم.فرهنگ ما را از ما دارد مي گيرد طلاق هايمان چرا اين همه زياد شده چون كه ليبراليسم(آزادي فردي)دارد در كشور حاكم مي شود.مشكل اقتصاد نيست مردم در گذشته با كمترين تجهيزات زندگي عالي داشتند اما الان با اين همه نوآوري ها نمي توانند با هم زندگي كنند.

به هرحال،ما بايد به خود آييم از اين رفتارهاي بي فرهنگي دست برداريم.به عنوان مثال ،كدام يك از آنهايي كه مدعي پيشرفت كشور هستند كالاي ايراني در زندگيشان به كار مي برند،آن وقت مي گوييم تقصير دولت است كه واردات مي كند ومشكل را به گردن آن مي اندازيم.با اين روند، انتظار هم داريم توليدكننده ما  بتواند توليد كند ،صادرات كند وسرمايه اش را بالا ببرد واشتغال ايجاد كند.وقتي ما به عنوان مسئول، به توليد كشور خيانت مي كنيم و جلوي توليد را مي گيريم توليدكننده با چه پولي، تكنولوژي اش را به روز كند ومطابق شرايط روز ، محصول توليد كند؟پس علل عقب ماندگي را هي و مدام به گردن ديگران نيندازيم.وقتي در اسراف جزء كشورهاي نخست دنيا هستيم ومنابع ومحصولات را هدر مي دهيم و اين همه يارانه وسرمايه ملي به جاي توليد و توسعه به سمت افزون خواهي هاي ما وبي تدبيري ما تلف مي شود چه كسي مقصر است دولتهاي جمهوري اسلامي يا ما؟نبايد مشكلات موجود را به گردن اسلام بيندازيمدر دين اسلام كه اسراف حرام شمرده شدهاست.پس اشكال از ماست وآن فرهنگ باطل غربي كه ما گرفته ايم.جنبه هاي خوبش را كه نگرفته ايم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 9:53  توسط یوسف بهمن آبادی  | 


اصلاح طلب ها وقتی لیبرال شدند و می‌خواستند با نظام تسویه حساب کنند، به شکل نمادین با شریعتی تسویه حساب کردند.

به گزارش «جوان آنلاین»، احسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی از اصلاح طلبان منتقد اندیشه های دکتر شریعتی به شدت انتقاد کرد.

احسان شریعتی که دکترایش را در رشته فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته است درباره اتهاماتی که اصلاح طلبان به اندیشه های دکتر شریعتی وارد می کنند گفت:« امروز عده‌ای از اصلاح‌طلبان، انتقادی که به دکتر وارد می‌کنند این است که اندیشه‌های او ظرفیت خوانش توتالیتر را دارد، در حالی که اتفاقاً این نوع خوانش را خود اینها باب کردند و در اندیشه هایشان خوانش های توتالیتری وجود دارد.»

فرزند علی شریعتی که با مجله "یادآور" گفتگو کرده است در ادامه می گوید:« در دهه اول انقلاب، اصلاح طلبان این قرائت را داشتند که شریعتی ناقد دموکراسی لیبرال بوده و خواهان نوعی دموکراسی هدایت شده و متعهد است و لذا سوء‌استفاده‌‌ای که التقاطی‌ها و لیبرال‌ها و امثالهم می‌خواهند از شریعتی بکنند، غلط است و شریعتی در واقع همخوان با گرایش عام انقلاب است که به سوی نوعی رهبری عقیدتی و نظام هدایتی حرکت می‌کند. بعدها که خود همین اصلاح طلب ها لیبرال شدند و می‌خواستند با نظام، تسویه حساب کنند، به شکل نمادین با شریعتی تسویه حساب کردند، در حالی که باید دید این بحث در مورد شریعتی، اساسا واقعی بوده یا نه.»

وی می افزاید:« دكتر حتی در تندترین شعارها و تِزهائی كه دارد، مثل شهادت: «اگر می‌توانی بمیران، اگر نمی‌توانی بمیر»، خط‌مشی‌ آگاهی و استراتژی فرهنگی را تعقیب می‌كند،‌ یعنی می‌گوید شهادت روشنگری ارزش‌های مسخ شده است، نه درگیری و جنگ، بنابراین درست است كه به گفته او:«هر انقلابی دو چهره دارد: خون و پیام»، ولی در واقع، محور و نقطه مركزی این تفكر، نه تنها شهادت كه امامت و رهبری، یعنی پیام و عقیده است و هدف امامت و رهبری، تعویض قدرت‌ها و كسب قدرت نیست، بلكه هدف، رهبری فكری و اخلاقی جامعه است كه هدف و رسالت انبیاء هم بوده است. می‌بینیم كه دكتر در اینجا در واقع استراتژی خود را تبیین می‌كند و از جوّ‌ حاكم فاصله می‌گیرد.»

احسان شریعتی در این گفتگو خاطرنشان می كند:« به هر حال هر نسلی و هر جریانی خواسته شریعتی مطلوب خودش را بسازد، مثل حضرت عیسی(ع) كه در افریقا سیاه‌پوست است و در اروپا چشم‌های آبی و موهای زرد دارد؛ در هرجائی، مسیح را آن‌طور كه می‌خواهند، می‌سازند و می‌فهمند. نسل‌ها و عصرهای مختلف هم از شریعتی چنین تصور و قرائت‌هائی دارند و جالب اینجاست تصاویری هم كه از او چاپ می‌كنند، متفاوت است. مثلاً الان كتابی از تصاویر شریعتی چاپ شده كه در اول انقلاب، خود ما هم نمی‌توانستیم چاپ كنیم! اگر به پوسترها و عكس‌های آن زمان نگاه كنید، شریعتی بر فراز كوهی ایستاده و قلمی در یك دست گرفته و یك كلاشینكف در دست دیگر دارد، درحالی كه بارانی هم پوشیده كه ابدا ربطی به كلاشینكف ندارد![با خنده] خود این تصاویر ترسیم شده در دوره‌های مختلف هم فرق دارند.»

نظرات کاربران:
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 17:10  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

اين موسوي يا خود را گول مي زند يا ديگران را.چطور مي تواند-به عنوان نخست وزير دوران حضرت امام- بگويد راهپيمايي امسال خوب بود در حالي كه طرفداران وي شعارهاي انحرافي وبا چرخش 380 درجه اي از رهنمودهاي امام  ودقيقا برخلاف فلسفه برگزاري روز قدس سر دادند .آنها اگر جسارت روزهاي پس از انتخابات را مي داشتند كشور را به آشوب مي كشيدند. واقعيت اين است كه اينها همان منافقاني هستند كه در طول اين سي سال همواره مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران بوده اند.موسوي وقتي مي بيند طرفدارانش چه گهي خورده وچه آبروريزي به پاكرده انداز مخالفت با تحريم و تندروي هاي روز قدس مي گويد تا شايد بتواند رفتار حق به جانبي گرفته و خود را در دل مردم نگه دارد. مگر موسوي نمي داند براي چه تحريم شده ومي شويم . مگر موسوي نمي داند براي چه اقتصادمان در ركود به سر مي برد حال او چگونه مي خواست اين قضايا را حل كند مگر نه اين بود كه تنها راهكارهاي اين تفكر ،اين بود كه ايران بايد از انرژي هسته اي دست بكشد واز لبنان وفلستين حمايت نكند تا آمريكا به عنوان ليدر جهان اجازه دهد سرمايه گذاري در ايران انجام شود وتحريم ها برداشته شود.اگر غير از اين بود موسوي واقعا با چه راهكاري مي خواست -غير از اينها -به توسعه جهشي اقتصاد كمك كند؟؟ اين طرز تفكر را به عينه مي توان در صحبت هاي طرفداران وي شنيد.

به هر حال ايران در يك دوره اي بايد به قدرت نظامي دست پيدا كند.بايد شاخه جسارت حرف زدن ومخالفت با زورگو را داشته باشد .چگونه مي توانيم خود را مسلملن به حساب آوريم ودر برابر كشتار  مسلمانان خفه شويم اسلام سازش كارانه كه اسلام نيست. مگر در تفكراسلام روز قيامتي وجود ندارد و چگونه مي توانيم هم مسلمان باشيم وهم سكوت را پيشه خود سازيم.اين بزرگترين خيانت است وخيانت هم گناهي نابخشودني.اگر معتقد به دين اسلام هستيم بايد رفتار مسلماني داشته باشيم.انشاء الله كه كه همه ما به راه راست هدايت شويم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:8  توسط یوسف بهمن آبادی  | 


بدبختي ما ايراني ها اين است تا با مشكل مواجه نشويم وسرمان به سنگ نخورد دست از يرخي كارها برنمي داريم. توي اين چند سال كه همش به فكر خريد هزار تومن برنج ارزان تر ،از خريد برنج هاي ايراني طفره رفته ايم وكلي كشاورزان كشور رو بيكار وبا مشكلات معيشتي زياد مواجه كرده ايم حالا كه فهميده ايم برنج هاي مصرف شده سرطان زاست به برنج ايراني روي آورده ايم. اين چه حكايتي است. بسياري از كارخانه هاي توليدي نظير كارخانه هاي نساجي به خاطر همين طرز رفتار با خطر تعليلي مواجه شده اند مثل همان قضيه سيگار كشيدن برخي ها است كه تا با مشكل ريه مواجه نشوند دست از سيگار كشيدن بر نمي دارند حال هرچه بگويي اين كار مضر است مگر به گوششان فرو مي رود؟! ژاپن به خاطر اين ژاپن پيشرفته شد كه مردم آن از توليد ملي خود حمايت كردند وكالاهاي توليد شده در داخل را به خاطر كمي گران تر به كالاهاي خارجي نفروختند. چرا كه يك كارخانه در صورتي مي تواند سرمايه اندوخته كند وروي تحقيقات ونوآوري هزينه كند كه كالايش فروخته شود درآمد داشته باشد .نبايد انتظار داشته باشيم كارخانه هاي كشور اول جنس بسيار مطلوب توليد كنند تا مابتوانيم از آنها خريد كنيم .به هرحال يك دوره اي آنها به حمايت ما مردم احتياج دارند. تا بتوانند خود را با دانش وفن روز تجهيز كنند. كارخانه قوه پارس به خاطر خريد نشدن كالايش در داخل ورشكست شد وكارگرانش بيكار شدند. چون ما مي خواستيم صد تومان ارزان تر يك قوه را بخريم.كارخانه نساجي مازندران در سال 80 تعطيل شد وحتي آهن آلات آن را براي پرداخت مزد كارگرانش فروختند.حال ببينيم مسبب اين همه بيكارشدن  وايجاد آسيب هاي اجتماعي در كشور كيست .چند درصد تقصير را بايد به گردن دولت هاي پيشين مقصر بندازيم. در كشورحمايت از اشتغال در گرو خريد هايي است  كه ما در سبد خريد خود قرار مي دهيم البته اگر تا 20 درصد خريد هاي خود را هم از داخل تامين كنيم كلي به حفظ  اشتغال موجود ودر كنار آن افزايش سرمايه گذاري هاي جديد ودر نتيجه افزايش اشتغال براي جوانان و همچنين كاهش مشكلات اجتماعي كمك مي كند .از اين رو ، ايراني باشيم وبدون شك اين ما هستيم كه مي توانيم در راه اعتلاي وطن گام برداريم. به هرحال هرچند واردات بيش از اندازه باشد اما ما مي توانيم در هنگام خريد دستهايمان را به سمت كالاي داخلي دراز كنيم .مي بينيم كه پس از مدت كوتاهي كالاهاي خارجي روي دست مغازه داران باد مي كند و آنها مجبور مي شوند كالاي ايراني را هم در قفسه هاي مغازه خود بگنجانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 12:17  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

شعارهاي ارائه شده از يك هفته قبل در سايت ها آمده بود وموسوي و كروبي نمي توانند بگويند ما خود را طرفدار اين جوانان نمي دانيم چرا كه مي توانستند بگويند از اين شعارها ندهيد.حتي روزنامه اعتماد از اين فضا استقبال كرد. البته اين نامه  داروي پس از مرگ سهراب است  هرچند كه به معناي برائت طرفداران موسوي و خاتمي باشد واين نكته مهمي است .واقعيت اين است كه اين شعارها از طرف كساني داده شد كه خود  را منافقانه پشت موسوي و خاتمي مخفي كرده اند وبا اين ابزار ها(موسوي وخاتمي) قصد دارند كشور را به آشوب و نابودي بكشانند و از آب گل آلود ماهي بگيرند.حتي برخي از آنها ناخواسته از كساني طرفداري مي كنند كه مي خواهند تماميت ارضي ايران را خدشه دار سازند.به هرحال بهتر است موسوي وخاتمي در كنار رهبري قرار گيرند و كمك كنند به ايراني كه به سرعت در حال پيشرفته شدن است.آياآقاي محسن رضايي حاضر است ما جيره خوار غرب شويم واين زحمات كشيده شده براي انرژي هسته اي را پايمال كنيم .يك ذره به دوران جنگ فكر كنيد كه چگونه از طرف همين غربي ها آماج بدترين مشكلات شديم.آيا مي توان به آمريكا و انگليس واسرائيل اعتماد كردوبراي توسعه كشور دست نياز به سوي آنها دراز كنيم .كودتاي 28 مرداد كه ديگر گاو پيشوني سفيد آمريكا وانگليس است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:0  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

اين خبر را بخوانيد :

{عصر ایران – در پی اظهارات اخیر " فدا حسین مالکی " سفیر جمهوری اسلامی ایران در افغانستان ، یک روزنامه افغانی سخنان سفیر ایران در کابل را مداخله جویانه خواند و از او انتقاد کرد .

به گزارش عصر ایران ، مالکی روز دوشنبه در يك نشست خبري گفت كه بهترين گزينه براي اداره افغانستان تشكيل حكومت ائتلافي است.

در پی این سخنان روزنامه " 8 صبح " چاپ کابل با انتقاد شدید از اظهارات سفیر ایران در کابل ، ادعا کرد که دولت ایران فاقد مشروعیت است و از این رو حق نسخه پیچی و نصیحت دیگر همسایگان خود را ندارد !}


خيلي جالبه .به جاي دستت دردنكنه است.ايران طي سي سال نظام اسلامي ميليون ها افغاني را به رغم وجود بيكاري گسترده  در كشور جاي داد و مسببات اشتغال را برايشان ايجاد كرد .آنها طي اين سي ساله از آب و نان يارانه اي  ايراني ها ارتزاق كردند وچندين خدمات ديگر .در اين ميان برخي از همين افغاني ها  جنايات فجيعي در كشور مرتكب شده اندطي چند سال جنگ نيز ايران بهترين دوست افغانستان وبيشترين كمك كننده به اين كشور بوده است .حال يك روزنامه بي اطلاع افغاني اين چنين راجع ايران به چرت گويي افتاده است.

خبر را به صورت كامل در زير بخوانيد :

عصر ایران – در پی اظهارات اخیر " فدا حسین مالکی " سفیر جمهوری اسلامی ایران در افغانستان ، یک روزنامه افغانی سخنان سفیر ایران در کابل را مداخله جویانه خواند و از او انتقاد کرد .

به گزارش عصر ایران ، مالکی روز دوشنبه در يك نشست خبري گفت كه بهترين گزينه براي اداره افغانستان تشكيل حكومت ائتلافي است.

در پی این سخنان روزنامه " 8 صبح " چاپ کابل با انتقاد شدید از اظهارات سفیر ایران در کابل ، ادعا کرد که دولت ایران فاقد مشروعیت است و از این رو حق نسخه پیچی و نصیحت دیگر همسایگان خود را ندارد !

این روزنامه نوشت : " به نظر مي رسد كه مقام هاي ايراني هنوز هم در فضاي دهه ي هفتاد به سر مي برند. در دهه هفتاد ايران، پاكستان، روسيه، هند و برخي كشورهاي عربي، عملا افغانستان را به جزيره ي جداگانه بدل كرده و هر يك الگوها و مدل هاي حكومتي خود را از آدرس هاي عوامل شان اعلام مي كردند. اكنون نيز به نظر مي رسد ايراني ها در صدد اند كه بار ديگر در نقش برتر و مداخله جويانه ظاهر شوند. ايران پس از انزواي 8 ساله براي نخستين بار است كه با اين صراحت در مورد ساختار حكومت افغانستان سخن مي گويد. ضعف حكومت افغانستان و ناتواني جامعه جهاني در تامين امنيت سبب شده تا بار ديگر كشورهاي منطقه در نقش قبلي شان ظاهر شوند".

این روزنامه در ادامه می نویسد : " جالب اين جا است كه سفير ايران بدون در نظر داشت آراي مردم و سرنوشت انتخابات، نسخه خود را براي افغانستان تجويز مي كند. اظهارات سفير ايران چند پيام روشن را به همراه دارد. نخست اين كه ايراني ها به آراي مردم و نتايج انتخابات باورمند نمي باشند. پيام دوم، نشان دادن حضور و جايگاه اين كشور در نقش يك كشور تاثير گذار و تصميم گيرنده در افغانستان است. سفير ايران در حالي اظهار نظر مي كند كه اين كشور نيز دهمين انتخابات رياست جمهوري خود را برگزار كرد. آقاي مالكي خوب است كه اين نسخه ي شفابخش را برای آقاي احمدي نژاد تجويز مي كرد ... . "

این روزنامه افغانی در ادامه گزارش مداخله جویانه خود - که اتفاقاً در نفی مداخله گری نوشته است ! - با زیر سوال بردن نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران می نویسد :  " كشوري كه انتخابات آن اكنون زير سوال است، چگونه مي تواند براي كشورهاي ديگر مدل تعيين و پيشنهاد نمايد؟

البته این روزنامه افغانی ، به هنگام کمک های میلیاردی ایران به کشورش ، هیچگاه از مداخله ایران در افغانستان سخن نمی گوید!

این روزنامه افغانی در ادامه با متهم ساختن ایران به پیشبرد سیاست دو پهلو در افغانستان می نویسد : " اكنون با توجه به اين كه ايران به نحوي با هر دو نامزد مطرح ارتباط نيك دارد، معلوم نيست كه اين پيام براي كدام يك خوشايند و براي كدام يك غير منتظره است. به هر حال ايراني ها هر چند در ظاهر سعي كردند كه تماشاگر آرام روند انتخابات افغانستان باشند، اما نهادهاي موثر اين كشور سعي كردند با سياست دو پهلو هر دو نامزد مطرح را راضي نگهدارند. براي نمونه برخي گروه هاي نزديك و متاثر از ايران در كنار كرزي بودند و برخي ديگر هم در كنار عبدالله. در داخل ايران نيز رسانه هاي جمعي اين كشور به نحوي عبدالله را بيشتر برجسته مي كرد." 

روزنامه افغانی در ادامه ادعای غیر مستند دیگری را مطرح می کند و می نویسد : " در همين حال مركز جهاني علوم اسلامي ايران امسال 2500 ملا(روحانی) از شيعه و سني را با پرداخت معاش هاي دالري (با حقوق دلاری) براي تبليغ از حامد كرزي اعزام و استخدام كرده بود. حال بايد ديد كه اين اظهارات تا چه ميزاني براي نامزدان مطرح دلچسب مي باشد".

 هم اکنون ، بحث تقلب در انتخابات افغانستان بسیار داغ است و تا کنون هزاران مورد شکایت انتخاباتی مطرح گردیده. طبق آخرین نتایج اعلامی ، حامد کرزی و عبدالله عبدالله از بقیه رقبا پیش هستند ولی با این حال ، عبدالله در واکنش به اول بودن کرزای مدعی وقوع تقلبات گسترده درانتخابات است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 11:47  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

تصویر/محل زندگی رتبه اول کنکور تجربی 88

يه كنكوري بازنده تهراني :

شواهد وقرائن حاكيست كه حتما تو كنكور تقلب شده .من كنكور رو قبول ندارم و بايد باطل شه.چطور ممكنه اين همه دانش آموز تهراني با اين امكانات و آموزش ها قبول نشند اما شهرستاني هايي  كه هيچ نداشتند پيروز كنكور شدند.

در ضمن،سايت سازمان سنجش نيمه شب اسامي قبول شدگان رتبه اول كنكور را افراد ديگر معرفي كرد.حالا چطور شده نتيجه متفاوته ! اين همه پول قلم چي وگاچ وعلوي وغيره داديم پس چي شد؟!من 60 تا بيانيه صادر مي كنم و "راه كنكور سبز "رو راه اندازي خواهم كرد تا طرفدارانمو به همه نشون بدم.اين راه ادامه دارد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 14:3  توسط یوسف بهمن آبادی 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 11:12  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

17 سوال از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره مواضع اخیرشان؛

صريح با آقاي هاشمي
 


آقای هاشمی در سخنان خود در نماز جمعه تهران نسبت به در خطر قرار گرفتن وحدت جامعه ابراز نگرانی کردند.

این‌که آقای هاشمی نگران وحدت جامعه باشد و توصیه کند که همه افراد سیاسی و نهادهای مدنی برای وحدت تلاش کنند بسیار پسندیده است. اما در مورد عوامل تحقق وحدت در جامعه ما و عواملی که این وحدا را مورد خطر قرار می‌دهد، مسائلی مطرح است که بدون توجه به آنها محتوای این توصیه را مخدوش می کند و هدف گوینده را خیلی روشن نمی‌کند تا شنوندگان و مخاطبان سخنان ایشان متوجه شوند که آقای هاشمی بر چه مبنایی به دنبال تحقق این خواسته بر حق است. به همین دلیل موضعگیری های ایشان در طول چهار هفته و قبل از آن و مجموع صحبت هایی که در خطبه‌های نماز جمعه داشتند سوالات و ابهاماتی ایجاد می‌کند که لازم است در افکار عمومی به آن پاسخ داده شود:

1- اگر ایشان و دوستانشان مسئله اعتماد به قانون و فعالیت های سیاسی در چهارچوب قانون را قبول دارند، چرا به بیانات 29 خرداد مقام معظم رهبری اعتنا نکردند و مجموعه منتسب به ایشان به قانون‌شکنی و ساختارشکنی اقدام کردند؟ مگر نه این‌که این مسئله به خصوص در اتفاقات روز شنبه 30 خرداد ماه نمود بسیار بارزی داشت؟

2- بنده به همراه هیات منتخب مجلس برای پیگیری حوادث بعد از انتخابات، چهارشنبه 27 خرداد خدمت ایشان رسیدیم، ایشان در آن نشست فرمودند که «آقای موسوی به فراتر از ابطال  انتخابات فکر می‌کند». آیا در مقابل این خواسته موسوی اقدامی انجام داده‌اند که ایشان را به تمکین به قانون و ساختارهای قانونی نظام متقاعد کنند؟

3- این‌که بعد از یک ماه از گذشت انتخابات و آشکارشدن نشانه‌های انقلاب مخملی و فرونشاندن التهابات و دستگیری بخشی از سران آشوب و اغتشاش، ایشان دعوت به پیگیری مطالبات در مسیر قانون می‌کنند، هرچند دیرهنگام اما پذیرفتی است. اما این سوال همچنان باقی است که آنهایی که قانون‌شکنی کردند و آشوب‌های خیابانی را ایجاد کردند و از طریق شبکه‌های هرمی فراخوانی اغتشاش می‌کردند، به نظر ایشان باید محاکمه و مجازات بشوند یا نه؟

4- این‌که مسولین دغدغه آزادی افرادی را داشته باشند که ممکن است به خطا دستگیر شده باشند و یا جرمهای سبکی داشته باشند امر پسندیده‌ای است، اما اگر برادر همسر یکی از سردمداران جریان آشوب، مدیریت بخشی از اغتشاشات را بر عهده داشت و از ده سال پیش با خانمی که سابقه نفاق داشته در خانه تیمی دستگیر شده و اعتراف کرده است، که توسط  او بخشی از آشوب‌ها مدیریت شده و سفرهای متعدد در سال های اخیر به آمریکا داشته و حتی برای سهولت در رفت‌وآمد گرین‌کارت دریافت کرده، باید آزاد شود؟

5- اگر افرادی از دانشگاه آزاد اسلامی ده‌ها میلیارد تومان از منابع دانشگاه در این انتخابات خرج یک کاندیدای خاص کرده باشند، نباید محاکمه شوند؟

6- اگر منسوبین به شخصیت‌های عالی‌رتبه نظام، از طریق مراوده با افرادی در عربستان، بخشی از منابع مالی ستادهای انتخاباتی و هزینه‌های سازماندهی «سازمان رأی» و پس از آن «سازمان آشوب» را تأمین می‌کردند، نباید مورد سؤال و محاکمه قرار بگیرند؟

7- در نشست دومی که به همراه هیات منتخب مجلس خدمت ایشان بودیم، نقل شد که خانم فائزه هاشمی در مصاحبه‌ای در روز راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد در مسیر خیابان آزادی تهران، حرف های ساختارشکنانه‌ای زده‌اند که ایشان با تکذیب این مسئله سی‌دی این صحبت‌های 11 دقیقه ای را تقاضا کردند، که برای ایشان ارسال شد ولی تا امروز هیچ واکنشی از ایشان مشاهده نشده‌است. آیا صلاح می دانندکه آن صحبت ها در اختیار افکار عمومی قرار گیرد؟

8- آقای هاشمی باید به این سوال پاسخ بدهند که آیا آنهایی که حمله به پایگاه بسیج بزرگراه محمدعلی جناح را به قصد تصاحب ده‌ها قبضه اسلحه سبک طراحی کردند، باید آزاد شوند؟

9- آیا سردمداران آشوب که خود به آموزش دیدن در امارات برای انجام کودتای مخملی و حضور در نشست‌های دختر آقای دیک‌چنی اعتراف کرده‌اند، باید آزاد شوند؟

10- آیا عامرین و عاملین طراحی درگیری‌های خیابانی که از طریق شبکه‌های رسانه‌ای بیگانه مدیریت شده و سازماندهی آنها انجام می‌گرفت، نباید محاکمه شوند؟

11- آیا اجاره «شبکه ماهواره‌ای رنگارنگ» که سابقه طولانی فعالیت علیه نظام اسلامی و مسئولان عالی نظام دارد، توسط ستاد یکی از نامزدها از نظر آقای هاشمی جرم تلقی نمی‌شود؟ تشکیل ستاد جنگ‌روانی و تهیه برنامه برای بی‌بی‌سی و صدای آمریکا توسط ستاد یکی از نامزدها اقدام علیه امنیت ملی نیست؟

12- آیا نباید مردم از کم‌ و کیف فرآیند اتفاقاتی که افتاده است مطلع شوند؟ آقای موسوی در مصاحبه با تایم گفته بودند: «برای ما پیروزی یا شکست در انتخابات موضوعیت ندارد و ما برای تغییر آمده‌ایم که بخشی از این تغییر قبل از انتخابات آغاز شده و بعد از انتخابات ادامه خواهد داشت.» آیا نباید مردم ارتباط این آشوب‌ها با این اظهارنظرهای «استراتژیک» را بدانند؟

13- اگر جناح رقیب آقای هاشمی، بیانیه هایی شبیه بیانیه‌های نه‌گانه آقای موسوی و بیانیه مجمع روحانیون مبارز صادر می‌کرد، ایشان باز هم سکوت می‌کردند و غمض عین می‌فرمودند؟

14- آقای هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه مشابه نامه سه‌شنبه قبل از انتخابات خود خطاب به رهبری، شرایط کشور را بحرانی تصویر می‌کنند. به نظر ایشان نباید ریشه‌های بحران و بحران آفرینان شناسایی و محاکمه شوند؟

15- آقای هاشمی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نظام اسلامی که به گفته خود سابقه شصت ساله حضور در نهضت امام خمینی را یدک می‌کشند، چه کمکی به نهادهای حکومتی برای شناسایی و محاکمه طراحان این بحران کردند؟

16- ایشان در خطبه‌های نمازجمعه اشاره به حدیث پیامبر و رفتار حضرت امیر(ع) می‌کنند و می‌گویند امام علی‌(ع) برای وحدت از حق خود می‌گذرد و از حکومت صرفنظر می‌کند. این حکمت تاریخی را توصیه‌ای به خود و یا دوستان خود می‌دانند یا آن را برای رقبای سیاسی خود طرح می‌کنند و یا این‌که برای نقاط دیگری در نظام مطرح می‌سازند؟

17- بد نیست بار دیگر آقای هاشمی مجموعه خطبه‌های خود و آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده را مرور کنند تا مشخص شود که چه کسانی در محور ستون و خیمه انقلاب، یعنی ولایت‌فقیه این یادگار امام راحل و ودیعه الهی ایشان به ملت ایران، وفادار مانده‌اند؟ و چه کسانی بر مسیر آرامش، وحدت و همدلی ملت ایران بر محور ولایت فقیه اهتمام داشته‌اند؟ چه کسانی با اصرار بر رفتارهای ساختارشکنانه فراقانونی و میدان دادن به آشوبگران و مدیریت سیاسی این جریان‌، قصد بحران‌آفرینی برای کشور را داشته‌اند؟

***

آنها که در شرایط «فتنه» بذر «تردید» در سلامت انتخابات در بین خواص افکندند، که خالی از حقیقت بودن آن محرز شد، در قبال «آن‌چه که گفتند و نباید می‌گفتند» و آن‌چه که «باید می‌گفتند و نگفتند» و آن‌چه که «کردند و نباید می‌کردند» و آنچه «باید می‌کردند و نکردند»؛ در پیشگاه خداوند قهار، رهبری عزیز، نظام اسلامی و مردم هوشیار باید پاسخگو باشند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 16:31  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

هاشمي !تا ديروز تو رو و ديگر آخوندها رو انگليسي مي خوندند حالا چه كرده اي با مردم كه اين چنين عاشقت شده اند!!! با اين افراد چه كرده اي كه تونستي طرفدار خودت كني .شما نظر دهيد كه هاشمي چه مي كند.هيچ سياستمداري در جهان اين گونه با سياست نبوده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:29  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

خداوند به دست خود انسانها ،پليدي ها را افشا مي كند.هاشمي رفسنجاني كه با افشاشدن وبه خطرافتادن فرزندانش طي مناظره احمدي نژاد با موسوي (مهره  هاشمي)در گردابي سنگين فرو رفت بيكار ننشست وجرياني به راه انداخت كه امروز شاهد آن هستيم.حال از يك تحليلگر مسائل سياسي اين واقعيت را بخوانيد.

 

يك استاد و تحليلگر مسائل سياسي گفت: چهل روز پس از آنكه احمدي‌نژاد در مناظره با موسوي، آقاي رفسنجاني را به عنوان بازيگردان اصلي انتخابات معرفي كرد، سخنان ايشان در خطبه‌هاي نماز جمعه، صدق و درستي ديدگاه رئيس‌جمهور منتخب را اثبات كرد.

يك استاد و تحليلگر مسائل سياسي گفت: چهل روز پس از آنكه احمدي‌نژاد در مناظره با موسوي، آقاي رفسنجاني را به عنوان بازيگردان اصلي انتخابات معرفي كرد، سخنان ايشان در خطبه‌هاي نماز جمعه، صدق و درستي ديدگاه رئيس‌جمهور منتخب را اثبات كرد.

 

مهدي اسماعيلي تحليلگر مسائل سياسي و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، آقاي هاشمي كه هنوز در حال و هواي شكست تاريخي 3 تير 84 به سر مي‌برد، در طول چهار سال گذشته و به ويژه در ايام منتهي به انتخابات دهم رياست‌جمهوري، با بسيج همه امكانات خود، تلاش گسترده‌اي براي سقوط احمدي نژاد تدارك ديده بود، همه اين ترفندها و لشكركشي‌ها، با انتخاب تاريخي و بيست و چهار و نيم ميليوني مردم به سراب تلخي مبدل شد.

وي افزود: چهل روز پس از آنكه احمدي‌نژاد در مناظره با موسوي، آقاي رفسنجاني را به عنوان بازيگردان اصلي انتخابات معرفي كرد، سخنان ايشان در خطبه‌هاي نماز جمعه، صدق و درستي ديدگاه رئيس‌جمهور منتخب را اثبات كرد.

اسماعيلي با بيان اينكه اعلام زودهنگام پيروزي توسط موسوي، فضاي عمومي كشور را به سمت التهاب و اضطراب پيش برد، اظهار داشت: اين همان اضطراب و التهابي بود كه در نامه‌ها به رهبر انقلاب وعده داده شده بود؛ اما حالا كه پس از يك ماه تلاش، آتش فتنه خاموش و حتي دولتمردان غربي دوباره و از موضع ضعف از بهبود و حل مشكلات في‌مابين با ايران سخن مي‌گفتند، ‌صحبت‌هاي اخير هاشمي در نماز جمعه تهران هيچ توجيهي و عذري ندارد.

اين استاد دانشگاه خطاب به هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: آقاي هاشمي، مگر انتخابات با تمديد 5 روزه زمان رسيدگي به شكايات و تشكيل هيات رسيدگي كه اكثر آنها دوستان شما بودند، به تاييد شوراي نگهبان نرسيده است كه مجددا بحث توجه به اعتراض معترضين در چارچوب قانون را مطرح مي‌فرمائيد؟ قانون مدنظر، كدام است كه هنوز و با گذشت بيش از 35 روز از انتخابات و در آستانه مراسم تنفيذ و تحليف صحبت از آن مي‌كنيد؟ درخواست مناظره مي‌نمائيد تا مردم قضاوت كنند؟

وي تاكيد كرد: صحبت‌هاي ديروز هاشمي رفسنجاني بسيار تعجب‌آور و از موضع يك مسئول انقلابي با تجربه نبود، شاهد آن هم دست زدن منافقان و دشمنان و ناراحتي و تاسف دوستان انقلاب است.

خبرگزاري فارس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 15:59  توسط یوسف بهمن آبادی  | 

آيا مردم عراق طي دوره سيطره آمريكا وحاميانش  كه به بهانه ايجاد دموكراسي وحذف سلاح هاي كشتارجمعي  برعراق تاختند وصدام دست نشانده را برداشتندخوشبخت شده اند؟! زماني كه مردم عراق مجسمه صدام ديكتاتور را فرو ريختند اگر مي دانستند با چنين منجلاب و بدبختي مواجه مي شوند آيا حاضر مي شدند به مخالفت بانظام قبلي برآيند؟!چند سال ديگر بايد طول كشد تا عراق يك كشور قابل تحمل شود ؟حتي اگر خوشبين باشيم وبگوييم بالاخره كشور تحت يك ديكتاتور اداره نمي شود آيا مي توان ظلم هاي رفته ،تخريب شخصيت ها،كشتارها،ونيزمشكلاتي را كه تمام خانواده هاي عراقي به نوعي با آن دست وپنجه نرم مي كنند جبران كرد چگونه؟؟؟!!!به خبر اعلام شده از سوي يك موسسه عراقي را بخوانيد تا به عمق فاجعه اي كه بر مردم عراق رفته است پي ببريد:
خبرگزاري فارس: يك موسسه عراقي در گزارشي اعلام كرد كه "دو ميليون كشته، يك ميليون زن بيوه، چهار ميليون كودك يتيم و 800 هزار مفقود الاثر در شش سال گذشته تنها بخشي از تراژدي غمبار حضور نظاميان آمريكايي در عراق است ".

به گزارش فارس به نقل از شبكه خبري الجزيره، مركز مطالعات و بررسي‌هاي موسوم به شاهين در عراق آمار خيره‌كننده‌اي از كشتار و ويراني‌هاي ناشي از شش سال تجاوز و حضور نظاميان امريكايي در عراق ارائه داده است.
بنابراين گزارش و بر اساس آمار رسمي كه وزارت زنان عراق منتشر كرده است، تا پايان سال 2008 بيش از يك ميليون زن در نتيجه حضور نظامي آمريكا در عراق و ادامه درگيري‌هاي خونين در اين كشور بيوه شده اند، وزارت برنامه ريزي عراق نيز تعداد كودكان يتيم عراقي را چهار ميليون نفر تخمين زده است، اين در حالي است كه بر اساس آمار وزارت بهداشت و پزشكي قانوني عراق بيش از دو ميليون نفر در شش سال گذشته در اثر ناآرامي‌ها در اين كشور جان خود را از دست داده‌اند.
"مهند العزاوي " مدير مركز مطالعات شاهين در گفتگو با الجزيره اعلام كرد كه تمام آمارهايي كه اين مركز از آن ها استفاده كرده است، بر اساس آمارهاي منتشر شده از سوي موسسات و سازمان هاي عراقي و بين‌المللي است.
وي همچنين به ويراني‌هاي ناشي از شش سال گذشته در عراق اشاره و تاكيد كرد كه هنوز آمار نهايي در اين زمينه ارائه نشده است، اما آمارهايي كه تاكنون ارائه شده است، به صورت تقريبي مصيبت‌هاي وارده بر عراق در شش سال گذشته را نمايان مي‌كند.
العزاوي همچنين حجم ويراني ها در سازمان‌ها و جامعه عراق را زياد و خطرناك ارزيابي كرد.
به نوشته اين گزارش عراقي بر اساس شكايت‌هاي مردم عراق كه در تمام مناطق اين كشور به ثبت رسيده است، تاكنون بيش از 800 هزار نفر در عراق مفقود الاثر شده‌اند و كسي از سرنوشت آنان خبري ندارد.
همچنين مراكز حقوق بشر عراق نيز از بازداشت بيش از 340 هزار عراقي در شش سال گذشته در زندا‌نهاي آمريكايي خبر مي‌دهند، پيش از اين نظاميان امريكايي به بازداشت بيش از 120 هزار نفر از مردم عراق اعتراف كرده و اعلام كرده‌اند كه بيشتر اين زندانيان آزاد شده‌اند.
حضور نظاميان امريكايي در عراق از نظر بهداشتي نيز براي مردم عراق گران تمام شد، در حاليكه پيش از سال 2003 تنها 114 مورد ابتلا به بيماري ايدز در عراق گزارش شده بود، اين آمار در سال 2008 به 67 هزار نفر رسيده است.
اين در حالي است كه بيش از 40درصد مردم عراق زير خط فقر زندگي مي‌كنند و به علت نابود شدن زير ساخت‌هاي اين كشور در اثر شش سال جنگ بيش از 90 درصد كارگاه ها و كارخانه‌ها در عراق از كار افتاده است.
از سوي ديگر وزارت بهداشت و مراكز مبارزه با مواد مخدر عراق نيز از ميزان بي سابقه استفاده از مواد مخدر و مشروبات الكلي در ميان جوانان عراقي خبر مي‌دهند.
بنا بر اين گزارش با وجوديكه هنوز ارزيابي دقيقي از خسارات مالي عراق در زمان اشغال آمريكا وجود ندارد، اما بعضي از ناظران سياسي آسيب‌هاي وارده به عراق از اين تجاوز را سه هزار ميليارد دلار تخمين مي زنند.
دكتر "محمد الشيخلي " مدير مركز ملي عدالت در عراق كه مقر آن در لندن است، اعلام كرد كه ويراني ها و تخريب‌هايي كه در عراق به وجود آمده است به عنوان جنايات بين‌المللي شناخته مي شوند و حقوق بين‌الملل اين موارد را مورد بازخواست قرار مي دهد.
اين كارشناس حقوقي در گفتگو با الجزيره تاكيد كرد: عراق با حمله‌اي وحشيانه مواجه و اشغال شد، همچنين بر خلاف معيارهاي بين‌المللي زيرساخت‌هاي اين شهر ويران شد.
وي به اين موضوع اشاره كرد كه شوراي امنيت در مصوبه‌اي كه بعد از اشغال عراق براي اجراي توافق ژنو در سال 1949 به تصويب رساند، مسئوليت ويراني ها و تخريب‌هاي عراق را از دولت اشغالگر يعني امريكا نفي نكرد.
الشيخلي همچنين از جامعه جهاني خواست تا فعاليت جدي خود را براي صدور قطعنامه‌اي در شوراي امنيت براي جبران خسارات عظيم عراق ناشي از اشغالگري آمريكا به كار بندند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 10:21  توسط یوسف بهمن آبادی  | 


WebDarWeb